الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

725

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

خشم ديگران و برگشتن آنها از دين و پراكنده شدن از آن و رفتن هر كدام به سوئى چنانچه امير المؤمنين ( ع ) باكى نداشت كه طلحه و زبير و عايشه به مكّه رفتند و بر او شوريدند و روش حق و عدالت را به خاطر آنها از دست نداد و با آنها نبرد كرد و بعضى گفته‌اند : مقصود اين است كه چون حق امام و رعيت ميان آنها ادا شود نظام احسن اجتماع محقق گردد و ديگر ضرر ندارد كه هر كس به اين در زند يا آن در زند و به اين سو رود يا آن سو رود ، هر كجا خواهد رود و هر كار خواهد كند . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . در اينجا بايد به اين نكات متوجه شد : 1 - آنكه نظام درست اجتماعى كه مىماند و مىپايد بر اساس دو اصل اجتماعى بايد پى ريزى شود : الف - توزيع عادلانهء ثروت : در آمد اجتماع هر چه باشد بايد ميان همهء افراد برابر تقسيم شود و نيازمندىهاى آنان بطور مساوى در نظر گرفته شود زيرا همهء مردم از نظر نيازمندىهاى زندگى همسر برابرند و تفاوتى ندارند از نظر وسائل خوردن و خوابيدن و راحت و جواب گفتن به زن و فرزند و حوائج ديگر مانند هم هستند ، نمىشود يكى آنقدر بخورد كه از خوردن ناراحت شود و يكى از گرسنگى ناراحت باشد ، البته اگر توزيع و تقسيم ثروت و بهره از آن نسبت به افراد جامعه برابر گرديد نتيجه‌اش اين است كه توليد ثروت هم رو به افزايش مىگذارد و همهء مردم در توليد ثروت شركت مىنمايند . أولًا براى آنكه درك مىكنند هر چه ثروت بيشتر باشد سهم بيشترى به آنها عايد مىگردد ، و ثانياً درك مىكنند كه در توليد ثروت همه با آنها همدست هستند و هر چه در محيط زندگى همكار و رفيق بيشتر باشد حسّ رقابت و نشاط بيشتر مىشود و كار بهتر پيش مىرود ، اين يك خاصيت محسوسى است در نوع انسان از خرد و كلان ، يك كودك تنها نمىتواند درس بخواند يا آنكه مسافتى بدود ولى اگر با عدهء همسالان خود وارد كار